|
||
|
|
Tuesday, March 11, 2008
گران و ناراحت وقتيكه هواپيما از لندن به فرودگاه سيدني رسيد كارگران شروع كردن به خالي نمودن جعبه هاي چوبي كه محتوي لباس بودن.هيچكس نتوانست بفهمد كه چرا يكي از جعبه ها بي نهايت سنگين است. ناگهان از فكر يكي از كارگران گذشت كه آن را باز كند. او از آنچه يافت متعجب شد! مردي بر روي توده اي از اجناس پشمي قرار داشت!؟ او آنقدر از پيدا شدنش متعجب شد كه حتي كوششي براي فرار خود نكرد.بعد از اينكه بازداشت شد اعتراف كرد كه قبل از اين كه هواپيما لندن را ترك كند در يك جعبه مخفي شده بود! سفر او طولاني و سخت بود زيرا بيش از ده ساعت در جعبه اي چوبي محبوس شده بود. به آن مرد دستور داده شد كه مبلغ 345 پوند براي بهاي مسافرت بپردازد! قيمت معمولي بليط 230 پوند بود!! EXPENSIVE AND UNCOMFORTABLE When a plane from London arrived atSydney airport, workers began to unload anumber of wooden boxes which contained cloth-ing? No one could account for the fact thatone of the boxes was extremely heavy. Itsuddenly occurred to one of the so workers toopen up the box. He was astonished at whathe found. A man was lying in the box on topof a pile of woollen goods. He was so surprisedat being discovered that he did not even try torun away. After he was arrested, the man admittedhiding in the box before the plane left London. He had had a long and uncomfortabletrip, for he had been confined to the woodenbox for over ten hours. The man was ordered topay 345 pound for the cost of the trip. Thenormal price of a ticket is 230 pounds! 17912 Labels: ENGLISH SHORT STORY
آخرين سلام 86 سلام ... ... عيد نوروز بر همه ايرانيان مبارك... هر جا كه هستين اميدوارم سال هاي سال زنده باشين و همچين روز هايي بارها و بارها توي زندگيتون تكرار بشه و عيد بياد و عيدي بگيريد و عيدي بدين راستش از خيلي وقت ها پيش عكس يك سفره هفت سين جالب را تهيه كرده بودم كه امشب ازش استفاده كنم و با اينكه ساعت ها دنبالش گشتم نمي دانم چي شده كه نتوانستم پيداش كنم و مجبور شدم از عكسي كه سال ها پيش ازش براي تبريك سال نو استفاده كردم بازم استفاده بكنم ! البته موضوع تكراري بودن عكس را فقط دوستاني كه سال هاي سال با هم بوديم مي توانستن بفهمن و خيلي وقته از صفحه اينترنت پاك شده! و اثري ازش نيست... بقول گفتني ... سال نو تون مبارك و اميدوارم براي هم بهترين آرزوها را در سال جديد داشته باشيم و اگر حضوري نتوانستم سري بهتون بزنم اين ناقابل را از من قبول كنيد تا بعد ...
17863
زمستون داره تموم ميشه! شكر خدا زمستان هم داره تموم ميشه و تا عيد فقط يك پست ديگه روي وبلاگم بايد بفرستم! توي اين يك ماه آخر واقعاً حوصله هيچ كاري را نداشتم و ندارم! اين روزها هيچ چيزي نمي تونه منو خوشحال كنه! نمي دانم چم شده؟ اين روحيه مزخرفم روي همه چيز زندگيم اثر گذاشته و توي نوشته هام هم محسوسه و چون خداي نكرده نمي خوام كسي را با اين احوالاتم برنجونم به همين خاطر چيزهايي كه توي ايام بيكاريم تهيه كردم را روي وبلاگم ميگذارم كه شامل اشعار و ترانه و متون كوتاه انگليسي و هر چيزي كه ارزش يك بار خوانده شدن را داشته باشه ميشه! البته اين را هم بگم كه در طول اين مدت بيشتر از 2 ساعت آن لاين نبودم كه بيشترش وقت هم جهت ارسال نوشته روي وبلاگم بوده و كمتر وقت كردم به وبلاگ دوستان سر بزنم كه از اين بابت عذر مي خوام و بعد عيد اميدوارم جبران بشه... دوباره رنگ آسمون پريده دلم از سينه چون كفتر رميده غروبم چون پرستوهاي غمگين به روي بوم خونه پر كشيده ديگه مثل هميشه چرا پيداش نمي شه به دنيا بد گمونم دلم مثل غروبه وفا داري دروغه ميدونم آي ميدونم آخه من با كسي كاري ندارم توي اين شهر غريب ياري ندارم چيكار داري به كار من تواي غم به هيچ كس كه من آزاري ندارم 17766
Tuesday, March 04, 2008
برگ خشك ... پانزدهم اسفند روز درخت كاريه ، بهانه اي كه سالي يك روز به فكر اين موجود زيبا بيافتيم! البته من خيلي وقت پيش ( توي پست قبليم!!) به فكر اين موضوع بودم ، البته به نوعي! و اين بار هم باز به نوعي ديگر به فكرشانم!؟ چند روز پيش مامورين شهرداري را ديدم كه به بهانه رسيدن روز درخت كاري و بهار اره به دست توي خيابان ها داشتن جولان ميدادن و هر درختي كه سر راهشون بود را ميتراشيدن و به شكل دلخواهشون در مي آوردن! البته زورشان فقط به درخت ها كوچيك و درختهايي ميرسيد كه بشه از روي وانت و بالابر به شاخه هاي بالائيشان دسترسي داشته باشن و با درخت هاي بزرگ و سر به فلك كشيده كه هم قدشان نبود كاري نداشتن و ازشون ميگذشتن!؟ يكهو به ياد خواهران قد بلند جلوي خونمون افتادم كه اگر بخوان آنها را هم حرس كنن بايد از هلي كوپتر استفاده كنن و چون همچين امكاناتي را ندارن ازشون ميگذرن و ميرن به سراغ بقيه كه هنوز بعد از سال ها رشد نكردن و همچنان كوچولو ماندن!!! نمي دانم ما زن ها كي آنقدر بزرگ خواهيم شد كه ديگران به فكر حرس كردن ما نيافتن!؟
راستي در مورد خود كلمه ( حرس) تحقيق كردم ديدم يك جايي ( حرس) و در جايي ديگر ( هرس) نوشته شده! آخرش هم نفهميدم كدامشان درست هستن!؟ حالا كسايي كه دسترسي به فرهنگ لغت دارن درستش را بنويسن لااقل من يكي از اشتباه در بيام!!!१७६८५
|
*** |
|
:منشور وبلاگ من
يادم
باشد
حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم تا دل كسي بلرزد
راهي نروم
كه بيراه باشد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد
كه روز و روزگار
خوش است
همه چيز رو به راه بر وفق مراد است و
خوب
تنها
تنها دل ما دل
نيست
آره .....
:توجه فرمائيد
خانه
-
پست الكترونيكي
-
نوشته هاي پيشين
-
وبلاگ تصويري سحر وب
-
جستجو در
ياهو
-
با تشكر از
گوگل
سحر ,
سحروب ,
سحروبز
,
سحركلام
,
sahar ,
saharweb
,
saharwebs,
sahar web
,
sahar webs
--------------------------------------------------------------------------------
Home
-
Email -
Comments -
Gallery Picture -
Saharwebs Pictures Album
-
Googel
اگر
نظري پيامي و يا حرف و صحبتي با من داريد پائين را كليك
كنيد
Questions or
comments should be sent to Sahar_webs@Yahoo.com