برداشت آزاد
داشتم با مامانم از بازار برميگشتيم خونه ، كمي مانده به خونه يك چهاراهه كه هميشه شلوغه و به شلوغ بودنش عادت داريم و بخاطر همين هميشه با احتياط ازش رد ميشيم!
با سرعت خيلي كم داشتيم به تقاطع نزديك ميشديم و اصلا به جلوتر از خودم توجهي نداشتم و فقط چشمم به سپر ماشين جلويي بود و از آينه داشتم سمندي كه مدادم داشت بهم چشمك ميزد كه راه را براش باز كنم و بره بود! با خودم ميگفت چند ثانيه به قرمز شدن چراغ راهنمايي مانده و ما هر قدر هم سريع باشيم نمي توانيم به موقع چهاراه را رد كنيم و اين آقا چرا اينقدر عجله داره؟
وقتي به چهاره رسيديم 5 ثانيه اي از قرمز شدن چراغ ميگذشت كه تازه من متوجه وسط چهاراه شدم! يك تاكسي خلاف جهت حركت ماشين ها ايستاده بود و سمند هم در حالي كه دود سفيدي از جلوش خارج ميشد كنارش بود। چراغ جلوي ما كه سبز شد و تازه راننده هاي ماشين هاي تصادفي از بهت خارج شده بودند و داشتن از ماشين هايشان پياده ميشدن... راننده تاكسي در حالي كه با يك دستش دست ديگرش را گرفته بود از ماشين به زحمت خارج شد و ولو شد وسط خيابان و راننده سمند به همراه خواهر و مادرش از ماشين پياده شدند و پسره به طرف راننده تاكسي آمد و لگد محكمي بهش زد و فرياد ميكرد چرا عجله كردي؟؟

موضوع برام جالب شد و ماشين را كمي جلوتر ، جلوي بانك پارك كردم و برگشتم و چون چند نفر زن آنجا بودند اصلا جلب توجه نكردم و از پير مردي كه داشت كارشناسانه صحنه را بازرسي ميكرد پرسيدم ديدين چطور شد؟
پير مرد گفت : مقصر راننده سمنده من ديدم كه هنوز چند ثانيه تا قرمز شدن چراغ مانده بود و سمند عجله كرد ... در همين حين يكي از پشت سر گفت : حاجي من توي ماشين پشت سري سمند بودم و چراغ براي سمند سبز بود و اين راننده تاكسي بود كه عجله كرد و ...
در طول پنج دقيقه اي كه آنجا ايستاده بودم تا پليس بياد و نيامد 50 نوع شرح و تفسير از يك جرياني كه همش 5 دقيقه از وقوعش گذشته بود بود به گوشم رسيد و يك صحنه واحد را هر كس همانطور كه دلش ميخواست ديده بود! من دلم به حال افسر پليسي كه قرار بود بياد و مقصر اين تصادف را مشخص كنه سوخت كه اگر قرار باشه با حرف هاي شاهدين قضاوت كنه چه كار سختي بايد انجام بده!البته وقتي داشتيم به خانه ميرسيديم از چيزهايي كه خودم ديده بودم ( خط ترمز 10 متري سمند و عدم وجود هيچ علايمي در مسير تاكسي) معلوم بود كه چراغ براي سمند هنوز سبز بوده و او سعي داشته از اين چند ثانيه آخر استفاده بكنه و راننده تاكسي عجله كرده و ... در هر حال مگر چند ثانيه زودتر رسيدن ارزش اينهمه خسارت را داشت؟