|
||
|
|
Friday, August 08, 2003
شما چقدر شجاع هستيد!!!
- ديروز مامان هر چه اصرار كرد بريم خونه مادر بزرگ من نرفتم! بهانه آوردم كه كلي كار دارم و چند تا سي دي بايد كپي كنم و كلي چيز بنويسم ... مامان و داداشي رفتن و من توي خونه تنها شدم چه كيفي داشت! در خيالم برنامه ريزي ميكردم كه كارها مو از كجا شروع كنم. توي دلم داشت قند آب مي شد كه به به و چه چه كه تنها شدم و كسي نيست پا پيچم بشه... آخ جون!!! باز بعد از مدتها توي خونه تنها شدم و هر كاري دلم مي خواست مي توانستم انجام بدم..... ساعت را نگاه كردم تازه 7 بود و تا نصف شب مي توانستم كلي با خودم خلوت كنم. از وقتي كه بابام عمرش را داده به شما وقتي دلم مي گيره و هواش را ميكنم دوست دارم خونه خلوت باشه تا چشام اشك دارن گريه كنم و دلم باز شه اما اين اواخر ديگه اشكم در نمي ياد و كمتر هوس گريه كردن به سرم ميزنه . با خودم گفتم توي اين هوا گرم يه دوش آب سرد خيلي مي چسبه! و اين اولين كاري بود كه انجام دادم... ساعت تازه 8 بود كه و من در عين حالي كه به يك موزيك نسبتاَ غمگين داشتم گوش ميكردم ،مشغول جمع و جور كردن اتاقم بودم كه يهو برق قطع شد! اتاق تقريبا تاريك بود و ديگه نمي شد به درستي چيزي را ديد. اي بابا اگر قديم ها بود زود يك چراغ فتيله اي مي آوردم و روشنش ميكردم ولي اين روزها كجا نفت پيدا ميشه هر جا ميري گازه! و من مي ترسم زياد باهاش ور برم . به خاطر همين زود مانتوم را پوشيدم و زدم از خونه بيرون با خودم گفتم مي شينم رو صندلي هاي كنار خيابان تا برق بياد و برگردم خونه! بيرون كه رفتم ديدم همه صندلي ها تا چشم كار ميكنه اشغالند و مثل اينكه همه مردم ريختن تو خيابون. گفتم چند بار تا سر خيابون برم و برگردم برق آمده ، و مثل زنداني ها كه توي فيلم ها نشون ميدن كه بي هدف توي حياط زندان قدم ميزنن من هم چند بار رفتم و برگشتم ، هوا داشت تاريك ميشد و بجز نور چراغ ماشين هاي عبوري هيچ نور ديگه اي ديده نمي شد. كم كم داشتم از تاريكي مي ترسيدم و ديگه نمي توانستم توي تاريكي قدم بزنم. در اين حين يك آقائي از روي صندلي نزديك خونمون بلند شد و رفت ! منهم زود رفتم و روي آن صندلي نشستم با خودم فكر ميكردم چيكار كنم؟ از ترس تاريكي نمي توانستم خونه برم و روي رفتن به خونه مادر بزرگ را هم نداشتم ! مانده بودم كه چيكار كنم؟خدا خدا ميكردم كه برق زودتر بياد! اما نيامد... بعد از نيم ساعت با ترس و لرز آمدم در پاركينگ را باز كردم و زود سوارش ماشينم شدم و درهاشو قفل كردم و بعد با خيال راحت استارت زدم و از پاركينگ آمدم بيرون . با بودن نور چراغهاي ماشين ديگه مثل سابق نمي ترسيدم و كمي جرائت پيدا كردم ! از ماشين پياده شدم و در ها را بستم و خواستم حركت كنم ! تازه يادم آمد توي اين شلوغي كجا بروم تنهائي؟! مني كه هميشه عاشق تنهائي بودم و همش دوست داشتم تنها باشم از غصه داشت قلبم از جا كنده مي شد نه دوستي و نه كسي كه بهم قوت قلبي بده ! دنده را جا انداختم و بي هدف پامو گذاشتم روي گاز و حركت كردم گفتم تا يك دور كوچيك بزنم برق مياد و بر مي گردم خونه اما زهي خيال باطل سرتان را به درد نيارم . توي آن شلوغي و ترافيك يك دور كامل دور شهر چرخ زدم و برگشتم خونه ديدم اي بابا هنوز برق نيامده و ديگه نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و اشكم در آمد و زدم زير گريه شكر خدا كسي تو خيابون نبود تا منو با اين حال زار ببينه ، از ترس نه جرائت خونه رفتن داشتم و نه حال و حوصله راننده گي دوباره . همان جا جلوي گاراژ ماشين را خاموش كردم و سرم را گذاشتم رو فرمان ! نيم ساعتي به اين صورت گذشت . ساعت را نگاه كردم ساعت 30/11 شب بود و هنوز برق نيامده بود خيلي عصباني بودم و تصميم گرفتم زنگي به اداره برق بزنم و سرشون داد بكشم و التماس كنم تا شايد برق را وصل كنن ... هنوز اولين رقم شماره را نگرفته بودم كه ديدم چراغ هاي خيابان شروع به سو سو كردن و كم كم جان گرفتن و اين بار باز نوبت گريه خوشحالي بود در حالي كه داشتم گريه ميكردم با خودم فكر ميكردم من چقدر شجاعم!!!
Comments:
Post a Comment
|
*** |
|
:منشور وبلاگ من
يادم
باشد
حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم تا دل كسي بلرزد
راهي نروم
كه بيراه باشد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد
كه روز و روزگار
خوش است
همه چيز رو به راه بر وفق مراد است و
خوب
تنها
تنها دل ما دل
نيست
آره .....
:توجه فرمائيد
خانه
-
پست الكترونيكي
-
نوشته هاي پيشين
-
وبلاگ تصويري سحر وب
-
جستجو در
ياهو
-
با تشكر از
گوگل
سحر ,
سحروب ,
سحروبز
,
سحركلام
,
sahar ,
saharweb
,
saharwebs,
sahar web
,
sahar webs
--------------------------------------------------------------------------------
Home
-
Email -
Comments -
Gallery Picture -
Saharwebs Pictures Album
-
Googel
اگر
نظري پيامي و يا حرف و صحبتي با من داريد پائين را كليك
كنيد
Questions or
comments should be sent to Sahar_webs@Yahoo.com