
چرا هميشه تا وقتي يك چيزي را داريم قدرش را نمي دانيم و تازه وقتي كه از دستش داديمش برايمان خيلي عزيز ميشه؟
سالها قبل وقتي كه پدرهم هنوز زنده بود ميون كاستهاش يك نواري بود كه من اصلاً بهش دست هم نمي زدم ولي پدرم نمي دانم چرا ( البته الان ميدانم ) خيلي وقت توي ماشين اين نوار را گوش ميداد منهم يك قسمت هائيش را شنيده بودم تا اينكه داداش بزرگم اين كاست را داد به يكي و ديگه هم برنگشت توي خونه و سال ها از روي اين قضيه گذشت تا اينكه من يك روز داشتم راديم گوش ميدادم و الكي اين ور و آن ورش ميكردم كه يكهو صداي آن ترانه به گوشم رسيد! البته از جاي خيلي دوري پخش ميشد و همش صداش بالا و پائين ميشد و پارازيت شديدي هم روش پخش ميشد! القصه، خيلي سعي كردم صداش را صاف كنم و تا كاست خالي پيدا كنم و بخوام ضبطش بكنم پخش ترانه را قطع كرد و در مورد خوانندن مي گفت كه پورانه و ... سال پيش فوت كرده و اين ترانه هم يكي از شاهكارهاش بوده و اسمش هم هست ملا ممد جان ... و مدتها از روي اين جريان گذشت و من از خيلي ها اين نوار را خواستم كه كمتري كسي حتي اسم خوانندن را شنيده بود تا اينكه چند شب پيش وقتي داشتم توي اينترنت چرخ ميزدم باز به يادش افتادم و توي گوگل يك جسنجويي كردم و به چندتا از سايت هايي كه پيدا كرده بود سر زدم ( البته تعدادشان هم خيلي زياد نبود) كه فقط در يك مورد موفق شدم به چيزي كه مي خواستم دست پيدا كنم و بقيه هم مثل اينكه شخصي به همين نام بوده زندگي نامش را گذاشته بودند و اهل افغانستان بوده ... خلاصه دكنه پخش را وقتي زدم نمي دانيد چه حالي شدم وقتي داشت موسقيش پخش ميشد ( البته همش بعلت كندي سرعت اينترنت قطع و وصل ميشد) قلبم داشت توي دهنم مي آمد و از شدت هيجان ...
و يك لحظه احساس با پدر بودن بهم دست داد...
ترانه ملا ممد جانبيا كه بريم به مزار ملا ممدجان
صيد گل لاله زار با ما دلبر جان
بيا كه بريم به مزار ملا ممدجان
صيد گل لاله زار با ما دلبر جان
برو با يار بگو يار تو آمد
گل نرگس خريدار تو آمد
برو با يار بگو چشم تو روشن
همان يار وفادار تو آمد
بيا كه بريم به مزارملا ممدجان
صيد گل لاله زار با ما دلبر جان
بيا اي يار كه مجنون تو هستم
خراب لعل ميگون تو هستم
همي بوسم لب پيمانه مي
پريشان وجگر خون تو هستم