برگ خشك ...
پانزدهم اسفند روز درخت كاريه ، بهانه اي كه سالي يك روز به فكر اين موجود زيبا بيافتيم!
البته من خيلي وقت پيش ( توي پست قبليم!!) به فكر اين موضوع بودم ، البته به نوعي! و اين بار هم باز به نوعي ديگر به فكرشانم!؟
چند روز پيش مامورين شهرداري را ديدم كه به بهانه رسيدن روز درخت كاري و بهار اره به دست توي خيابان ها داشتن جولان ميدادن و هر درختي كه سر راهشون بود را ميتراشيدن و به شكل دلخواهشون در مي آوردن!
البته زورشان فقط به درخت ها كوچيك و درختهايي ميرسيد كه بشه از روي وانت و بالابر به شاخه هاي بالائيشان دسترسي داشته باشن و با درخت هاي بزرگ و سر به فلك كشيده كه هم قدشان نبود كاري نداشتن و ازشون ميگذشتن!؟ يكهو به ياد خواهران قد بلند جلوي خونمون افتادم كه اگر بخوان آنها را هم حرس كنن بايد از هلي كوپتر استفاده كنن و چون همچين امكاناتي را ندارن ازشون ميگذرن و ميرن به سراغ بقيه كه هنوز بعد از سال ها رشد نكردن و همچنان كوچولو ماندن!!!
نمي دانم ما زن ها كي آنقدر بزرگ خواهيم شد كه ديگران به فكر حرس كردن ما نيافتن!؟

---
وقتي كه برگي رو زمين مي افته
حس ميكنم گريه بي صداشو
حس مي كنم چي ميگذره تو قلبش
وقتي ميبينه مرگ لحظه ها شو
آخه منم يه برگ خشك زردم
كه بي صدا يه عمره گريه كردم
وقتي با چشمام ميبينم كه يك برگ
سيلي بي جا مي خوره از تگرگ
پا ميگذره خزون به باغ دلش
باز كلاغ ها سر ميدن آواز مرگ
يخ ميزنه تو سينه قلب خونم
آخه من از تبار اين خزونم
وقتي كه پرپر ميشه گل تو گلدون
خالي از كبوترها آسمون
حباب بغضم تو گلو ميشكنه
ابر چشام دوباره ميشه بارون
كبوتر دلم به فكر كوچه
براي من زندگي سرد و پوچه

راستي در مورد خود كلمه ( حرس) تحقيق كردم ديدم يك جايي ( حرس) و در جايي ديگر ( هرس) نوشته شده! آخرش هم نفهميدم كدامشان درست هستن!؟ حالا كسايي كه دسترسي به فرهنگ لغت دارن درستش را بنويسن لااقل من يكي از اشتباه در بيام!!!१७६८५